ساعت سه و نیمه صبحه...خوابم نمیاد
خیلی وقته که دیگه خواب آروم و راحت شده برام مثه داشتن یه ماشین شاسی بلند٬ بعید و دور...
می گن کسایی که نتونن بخوابن دیوونه می شن ... منم که پر از افسردگی نبودنش ٬ می ترسم به عید نکشم...
چند شب پیش بود تو هاگیر واگیر همین خواب های پریشونم دیدمش ٬بهش گفتم می دونم خوابی ٬خوشحال نمیشم ...بی انصاف ٬تو خوابم هم چک و چونه نزد و راهشو کشید و رفت ...
دارم عذاب می کشم
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۰/۲۲ ساعت توسط