عادت بدترین همدم آدمیزاده......وقتی عادت می کنی وقتی عادت می کنی همه چیز میمیره ......هر چیزه خوب و یا هر چیزه بد.

دنیا ییکنواخت میشه و یکنواختی مثه خوره می افته تو جونت و پیرت میکنه ........

و چی می تونه این یکنواختی رو از بین ببره؟؟؟

دوست داشتن؟ پیشرفت؟؟ موفقیت....

اگه الان به من بگن محبت و علاقه رو رسم کن مطمئنم یه رنگ شاد برنمیدارم یا رنگ سبز آرامش دهنده ..یا آبی یا حتی سفید،من برای ترسیم علاقه یه رنگ مرده انتخاب می کنم مثه طوسی یا خردلی یه رنگ ضمخت مرده.

و برای موفقیت و برای پیشرفت تو این خرابه شده که تا می خوای قدم برداری به دیوار می خوری هیچ چیز تو ذهنم نیست.

از وقتی فهمیدم رتبه یک کارشناسی ارشد مردود شده احساس می کنم تلاشم بی فایده است.

تلاش برای چی ؟؟؟

تلاش تو کشوری که هیچ چیز سر جای خودش نیست؟؟؟و معیار موفقیت با تراز عرب های جاهل سنجیده می شه...با محاسن ،با ابروهای کلفت،چادر سیاه....یا یقه های بسته ....

موفقیت نمی تونه جنسیت رو عوض کن و نگاهای مبتذل رو که مردهای بی فرهنگ با ایمان  کشور به زنا دارن رو از بین ببره...و یا حتی موفقیت نمیتونه ...

یکنواخت!

زندگیم یکنواخت شده .....

زندگیم خیلی وقته یکنواخت شده.

و با نوشتن تو این وبلاگ هم هیچ چیز عوض نمیشه.