ونک ،صدا و سیما ،راهنمایی...
_وایییییی تو چقدر قیافه ات آشنا برام
ماشین اومد سوار شدیم
_من تو رو کجا دیدم ؟؟؟
گفتم کاری نداره ......دانشگاه ..بودی گفت نه الزهرا بودم گفتم خوب دبیرستان .......بودی ؟؟؟گفت نه ....گفتم راهنمایی مدرسه ی ...........بودی گفت آره ........گفتم اسمت چیه ........گفت پری .....ولی نشناختم .....گفت اسم تو چیه ..........گفتم اگه من اسمم رو بگم حتمی می شناسی از بس که شلوغ بود تو مدرسه تا گفتمم .............گفت ؛آره آره چقدر شیطون بودی ....الانم همون طور شیطونی ...یادته این کار اون کار .......خلاصه از من یه سال کوچکتر بود اما آوازه ی شیطنت های من به گوشش رسیده بود ......یعنی اکثرا بچه های راهنمایی و دبیرستان من رو به یاد دارن ........اما دانشگاه نه ...........
چقدر شیطون بودم .....مهر خروج مدرسه رو با سیب زمینی و چرم می زدم .......بچه ها می رفتن بیرون .......خودم نمی رفتم اما من و سحر می شستیم برا خنده مهر خروج می زدیم و ........
خیلی کارا .موذن شدم ....مکبر شدم ....مداح شدم ...مجری شدم .......دیگه انقدر کارای مختلف کردم که نگو .....عاصی بود مدرسه از دستم .....آهان تجارت هم می کردیم من و سحر ......سود هم داشت صد در صد سود بود .....!یادش بخیر ......
حالا یه سری می نویسم از شاهکارهای خودم ......
ا ا ا ا
راستی سلا م !
ا ا ا اون دختر بی ادب بد اخلاق بد عنق مضخرف کی بوده که نمی شد با صد من عسل هم خوردش ؟؟؟
ای بابا عجب آدم هایی پیدا می شن ....اما خوب من درکش می کنم ........سر درد که می گیره دیگه گرفته ....تازه همه حرف هاش هم راست بود !من تائید می کنم ....و اصلا هم اون دختره حرف هاشو پس نمی گیره ولو یه کلمه اش رو ....
تازه من فکر می کنم تو گفتن دری بری ملاحظه هم کرده .....!
خوب ....امروز از روبروی صدا و سیما رد شدم ..انقدر که می گفتن زنا باید فلان باشن بهمان باشن نبد......همه موها بیرون مانتو کوتاه ......شاید چون جمعه بوده !
چقدر امروز خوبه .......امروز که تو خیابون راه می رفتم دلم می خواست با همه ی آدم ها حرف بزنم و بگم به خاطر اینکه تو این دنیا نسل آدم ها منقرض نشده خوشحالم ...دل می خواست همه ی آدم ها رو ببوسم ........جدی می گم ......از اون کوچلو هاش که پوست نرم دارن و تو بغل مامانشونن تا اون پیر زن هایی که احساس می کنی صورتش صافیه نداره ...دل می خواست بغلشون کنم و ببوسمشون .......!
بی خیال بابا .......
منم گاهی وقت ها اعصابم خرد میشه ......و گاهی وقت ها هم آرومه آرومم .گاهی شیطون ...گاهی پر حرف ...........گاهی .......اما هر چی هستم همینم .........رک و راست ......بی شیله پیله ....تا حالا کسی رو هم نرجوندم ........حق کسی هم نخوردم ....شاید دو مورد دل شکوندم ......اما مقصرش من نبودم .....من صریح و واضح گفتم ......نه ادا دراوردم و نه .......همینم ........حالا گیریم گاهی خنده برنده یا گاهی خشم و اعصابانیت و کینه .......
بازم خیالی نیست .....
من به دنبال تو با پای پیاده ...تو جوونو تازه ای ...من پیر و کهنه...!
ما به هم نمی رسیم...مثه خورشیدیم و ماه ...تن تو خاک بهشت ...تنم پر از گناه ...
توی یک روز سپید ...تن تو خورشید گرم ...من شبی پر حسرتم ...یه شبه سرد و سیاه ...
ما به هم نمی رسیم ...مثه خورشیدیم و ماه ...تن تو خاک بهشت ...تنم پر از گناه ...