حوصله ندارم  ........صبح از خواب پاشدم ......رفتم حموم افتادم به جون این چشم های بی صاحابم ........اه ........

بعد رفتیم بیرون خرید ....مامان می خواد بره تبریز رفتیم مانتو شلوار کیف روسری کفش و ...خریدیم ..منم یه پالتو و یه مانتو خریدم ......اما اصلا حال نداد ........!

من حوصله ندارم ... دوز حرف دنم کم شده .....می گم بزنگم با یه کی حرف بزنم .....اما نقدا حالم از همه بهم می خوره ......نه نمی خوره  اما حوصله شون رو ندارم ........

دیروز رفتم دکتر .......این دکتره از بچگی هر وقت سرما می خوردیم ره به ره می رفتیم پیشش تا دیدمش یاد پینی سیلین افتادم .......رعشه گرفته بود دلم سوخت ..........مامانم گفت این دخترم رو من از بچگی اوردم پیش شما حالا بزرگ شده مهندس شده !دکتره گفت مهندسه چی شدی گفتم برق .....گفت می گم برق چشمات رو زده ........و گیر داد به چشمام منم که داشتم از سر درد می مردم ........گفتم چشم هام نه.... دکتر مریض نداشت فک کنم گیر داده بود کروکی می کشید آدرس یه چشم پزشک رو می داد .........اه این چشمام منو آسفالت کردن !

خلاصه رسید به سر دردم ....گففت چته ؟؟؟؟

فک کن

گفتم سرم درد می کنه ............

گفت هیچیت نیست !

یه قرص نوشت ............اومدم سرچ می کنم می بینم ضد اضطراب .....من اصلا اضطراب تو زندگیم نداشتم ........کلا خوش خیال بودم .....اصلا من خودم با آتنا از زیر یه تریلی در حال حرکت رد شدیم از بین چرخاش اضطراب نمنه دی؟؟؟

به مامان می گم این ضد اضطراب داده .........من که نمی خورم .........

من ........................حوصله م سر رفته ...........شاعر این  جا یه اصطلاح داره می گه سگ نمره دو کنه تو این زندگی !

به دکتره می گم به شتر می گن چرا گردنت کجه می گه کجام صافه گردنم صاف باشه حالا حکایته منم شده اون شتره ......رفت دو تا کتاب کهنه اورد انواع مریضی ها رو بهم نشون داد .............اه حالم به خورد چه مریضی هایی ...........

من شترم ..........!یه شتر با گردن کج ......و دو تا کوهان بزرگ ......شتر دم داره ؟؟؟؟اصلا دم هم دارم .........تازه دهنم هم کفی خوبه ؟؟؟!........کف هاش می مالم به صورت یه بیشعور............

من یه شترم .....آرزو دارم ...........که یارم باشی .........(یساری )

فحش بدیم ..........

خودتی !

 

 

جدی حوصله ندارم  کلافه ام .....زیاد ........خیلی زیاد .......فجیع...... لایتناهی ........بی وصف ....................حسرم درد می کنه .....سرم درد می کنه ........فکر کن به اندازه ی تمام نقطه هایی که تو شاهنامه هست ...نه نه بیشتر ...تمام نقطه هایی که تو تمام منظومه های شعر فارسی هست .....

سرم درد می کنه .......سگ شدم ........می دونم سگ شدم و بد اخلاق و بد دهن .....

می دونم دقیقا از کی سر دردهام شروع شد ....دقیق دقیق ........از مهر سال پیش یعنی مهر 87 قبل از عید فطرش با یه بیشعوری حرف می زدم انقدر اعصابم رو خرد کرده که یه لحظه احساس کردم یکی از مویرگ هایم سرم پاره شد ........از اون روز (عصر بود قبل ار افطار ..من تازه از آرایشگاه اومده بودم یه کاسه آش هم اورده بودم که تو آرایشگاه نذری داده بودن .....همون روز که اون عکس مسخره رو گرفتم که سرم رو گذاشتم رویه میزم و چشم هام از زور  بی حالی دارن وا می رن ...همون روز ..........اون عصر اولین تجربه ی سر دردم بود )سردرد هام شروع شد ...........امیدوارم سر درد بگیره ...........امیدوارم مثه من سر درد بگیره .......درست اندازه ی من .....نه حتی یه انگسترون بیشتر ..از ته دلم با همه ی وجودم آرزو می کنم .......

خاک بر سرت مینا .چطور و اجازه دادی اون بیشعور نمره دو نه نمره دویست و دو کنه ......رو اعصابت ........همون روز همون موقع باید گند می زدم بهش ......ملت رو قورت می دم اون وقت ..............

هر بار که سر درد بگیریم از ته دلم نفرینش می کنم ...........اینو راست می گم ..............نه نفرین دوازده امامی و چه میدونم این چرت و پرت ها ............آرزو می کنم تئوری آشوب روش جواب بده ....سر درد های من که از بال زدن یه پروانه که کمتر نیست ؟؟؟هست؟؟؟؟!