گاهی فکر می کنم ،یعنی یه دوباره ای هست؟؟؟اما ،اما خودم یه جواب ساده می دم :نه!
تا وقتی همه چیز رو پاک نکنی و یا از یادت بییرون نندازی هیچ نویی اتفاق نمی افته !همه چیز با تفاله های گذشته قاطی می شه و خلوصش رو از دست می ده و ناخالصی اول بدبینی و انحطاطه!
نمیدونم ....انقدر به زندگی بدبین شدم که غایت نداره ....به آدم ها ،به اصل و فرع خوبی و بدی !
من به کسی بدی نکرده بودم ،یا در حق کسی ظلمی نکرده بودم .....پس چرا؟؟؟
به آدم هایی اطرافم نگاه می کنم،کسی رو می شناسم که مردی رو شکوند ،خرد کرد ،تحقیر کرد و تا ابد از اون مرد برای خودش یه بازنده ساخت،اونو مضحکه همه کرد ،و بعد ....اون حالا خیلی خوشبخت ،مدام می خنده ......از زوره خوشی پوستش شفاف شدهو....اون مرد بدبخت....
و یا کسی رو می شناسم که آدم کشته بود و تو شلوغی های انقلاب از زندان فرار کرده بود و بعد جمیع برادرهاش رفتن تو کار مواد مخدر و جوون های مردم رو نابود کردن ......چند سال همین کارشون بود ژاپن هم رفتن و اونجا رو هم آباد کردن ،حتی یکی از برادرها اونجا چند سال زندانی بود .......اما حالا ،حالا .......بعد از اینکه سرمایه ی هنگفتی جمع کردن رفتن سراغ کسب و کار حلال!!!!
الان خیلی خوشبختن ...خیلی خوشبخت و پول دار ......خیلی پول دار ...و مدام خیرات می کنن !
اون وقت بابای من که مدام مراقب حلال و حروم مالش بود و از خیلی از سمت هایی که بهش پیشنهاد شده بود صرفنظر کرد و همین طور درجا زد تا مبادا کسی رو برنجونه و یا آه کسی پشت سرش باشه و نتونست به خودش و خوونواده اش فکر کنه ...
اما مثه اینکه عدالتی در کار نیست !مثه اینکه آدم های بدذات خوشبخترن ،آدم هایی که دیگرون رو نابود می کنن خوشحال ترن !
هیچ وقت پول زیاد رو دوست نداشتم ......دلم نمی خواست مثه یه عروسک برم تو یه خونه و تولید مثل کنم !دلم می خواست با قسط و وام و صرفه جویی خونه بخرم و بچه هام رو به بهترین و گرونترین مدرسه ها بفرستم ....و بعد با وجدان راحت زندگی کنم،اما حالا فکر می کنم وجدان راحت ، بدی نکردن یه مشت مضخرفاتی بودن که تو مغز ما ها کردن !
هیچ نتیجه ای از خوبی کردن ندیدم ،از اینکه انقدر با همه مهربون باشم و کسی رو نرنجونم هیچ چیزی عایدم نشد !منم باید بد باشم باید آدم ها رو خرد کنم ،بازی بدم تا خوشحال باشم ،مثه اینکه برای خوشحال بودن باید دیگرون رو ناراحت کرد !
پس چرا من نمی تونم ......خدایا من یه قلب سنگی لازم دارم ،من به بدجنسی نیاز دارم ،به بد ذاتی ،شاید این طوری زندگی خوشایند تر باشه !