دیشب واسه خودم استخاره کردم.

اومد راستگو باش !

راستگو...... من دروغ نمی گم یعنی سعی می کنم دروغ نگم و از آدم های دروغگو بدم میاد اما خوب حدودا یک سال و چند ماهی    (نه دقیق حساب کردم 9 ماه )میشه که یه دروغ گفتم یا نه یه فیلمی بازی کردم که مدام هم آزارم میده ......و نمیتونم راستش رو بگم ...

خوب اولش که دروغ نبود آخرش دروغ شده .......اه

اصلا نمی تونم تصور کنم که چطور راستش رو بگم.

خدای من من نمیتونم راستش رو بگم.

من راستش رو نمی گم به جهنم .

اما دیگه فیلم هم بازی نمی کنم ...اما راستش رو هم نمی گم.

خوب چند بار سعی کردم اما نشد نشد که نشد اما خوب شدن این بار دسته خودمه ....

اه خاک تو سرت مینا به من چه ..خودش مگه عقل نداره ......الان من هزاری هم توضیح بدم مگه تو کتش میره ...مگه تو این چند ساله تو کتش رفته ؟ من فقط به خاطر خودخواهی این رل مسخره رو بازی کردم .....و هر بار هم با یه کوه بزرگ عذاب وجدان ...

راستش رو نمی گم اما این غائله رو تمومش می کنم .


د.ن: چرا دل آدم های خوب رو جرات نمی کنی بشکونی ؟؟؟