آدم از دل و دماغ می افته ........دو ساعته داره یه سایت باز می کنه نمیدونم مشکل از سرور یا کامپیوتر ما یا ......

نمیدونم اما یه حسه خوبی دارم از اینکه باز اینجا مینویسم ........نه اینکه آب ها از آسیاب افتاده ........نه اینکه دیگه مجبور نیستم مودبانه بنویسم ......نه اینکه دیگه با کسی رودربایستی ندارم.....

من که روز خوش ندیدم تو این وبلاگ دو هفته نگذشته بود که لو رفت .....و من مجبور شدم سانسوری بنویسم .

اما خوب الان  دیگه فکر نمیکنم کسی به اینجا سر بزنه اونم بعد ار این همه مدت و یا اصلا دلیل نداره یا اصلا باید خیلی بیکار باشن .......

ولی چه حسه خوبی ........آزادی بیان............آزادی گفتن هرچی .....آزادی داشتن هر حسی ...و حتی آزادی دادن فحش !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اصلا زندگی بدون کلمات آبدار یعنی هیچ .........اما فعلا سر صبحی فحشم نمیاد. اصلا اینا رو ولش کن می تونم جوک باحال بزارم .....اه اه چی بود اون جوک های یخ و ومسخره .......

خدای من چه حسه گندیه این از خواب پاشدن ......نه خواب رو دوست دارم نه کرختی ار خواب پاشدن رو کاش اصلا خواب نبود .....فرت یه دفعه خواب به خواب می رفتیم.

 

د.ن:

آرزوی من  این است خنده ات از ته دل. گریه ات از سر شوق ....