دلم گرفته ........کاش این وبلاگ زبون داشت می شستیم چهار کلام با هم حرف می زدیم می گفتم امروز چی شد....اگه به مامان بگم که کلی عصبانی می شه ........
صبح شدید بغضم گرفته بود شب تو ماشین یه نوحه باحالی بود یه آن احساس کردم بغضه برگشت ....نیم ساعته رسیدم خونه ......و بالاخره ترکید!همچی یهو خود به خودی تموم هم نشد !اگه بابام سه تا پسر داشت الان من سالن بودم داشتم فوتبال بازی می کردم کرکر خنده ......اما خوب مردها بو می دن همین بهتر که مرد نیستم !اصلا از این کلاس ها خوشم نمیاد .......یه مشت آدم مضصخرف یه مشت که نه یه گله آدمه تک بعدی مردهاشون هم همه کثیف ،لباسا چرک اکثرا ریشو آدم حالش بد می شه از کنارشون رد شه و البته نفهم !
خوب اینکه همه ی مردها نفهمن اما من فکر می کنم فهم مردهای برق از هر طایفه ی دیگه ای کمتره حتی قصاب ها......
دلم گرفته........
امشب نخوابیده باید بلند شی گورت رو گم کنی کلاس ،مردک اصفهانی دودر !
مینا چه مرگته؟؟؟؟؟؟؟
من هیچ مرگم
شاید باز اومدم بنویسم
پ.ن: